تحریک مغناطیسی مغز TMS – قسمت دوم
تحریک مغناطیسی مغز TMS – قسمت اول
بیش از ۳ دهه گذشت تا پیشرفت بیشتری در زمینه ی تحریک مغناطیسی انجام شود . تا این زمان ،فقط دانشته شده بود که می توان تاثیرات بینایی با تحریک شبکیه ، عصب بیناسس و کورنکس اسیپیتال گذاشت . در سال ۱۹۴۶، والش گزارش کرد که می توان فسفین هایی را با استفاده از سیمپیشچ های آهنی قرار گرفته در کنار چشم ها که با فرکانس بین ۵ تا ۹۰ هرتز تحریک می شد ، بوجود آورد . وی به این نکته پی برد که وقتی جریان متناوب ثابتی وجود داشته باشد ، احساس پس از چند ثانیه و در صورت بالا بودن فرکانس ، خیلی سریعتر از بین می رود .
همچنین این احساس با حرکت دادن چشم بیشتر به طول می انجامید . این تحقیقات توسط بارلو و همکارنش در سال ۱۹۴۷ ادامه پیدا کرد . آنها سیمپیچ کوچک آهنی ساختند و آن را رو گیجگاه ولی بدون تماس با پوست قرار دادند . با اعمال جریان ۱۰ تا ۴۰ هرتز ،احساس چشمک(flicker) نور رنگی و غیز رنگی تولید می شد . وقتی جریان بیشتر می شد ، این چشمک فضای بیشتری از میدان دید را در بر می گرفت . با گذاشتن این تحریک بر روی قسمت اسیپیتال ، هیچ جوابی گرفته نشد . و در نتیجه ، فهمیدند که تحریک این احساس ها را از طریق شبکیه بوجود می آورد .
در سال ۱۹۵۹ ، برای نشان دادن تحریک دیگر اعصاب غیر از شبکیه ، الکساندر کولین و همکارانش ، در دانشگاه UCLA یک سیمپیچ تحریک شاختند که میله ای الکترومغناطیسیس با نوک هرمی را در بر گرفته یود . آنها نشان دادند که احساس های چشمک زمانی قویتر هستند که این میله در نزدیکی گیجگاه و اسیپیتال قرار دارد . آنها برای اولین بار نشان دادند که اگر مقدار میدان مغناطیسی به اندازه ی کافی قوی باشد ، می تواند عصب های حرکتی را تحریک کند.
درسال ۱۹۶۵ ، بیکفورد و فرمینگ از پالسهاس مغناطیسی برای به حرکت در آوردن اندام خرگوش قورباغه و اسنان استفاده کردند . سیستم آنها پالس هایی به اندازه ی ۲ تا ۳ تسلا و به مدت ۲۰۰میکرو ثانیه بوسیله ی بانک خازنی تولید می کرد . آنها این نظریه را دادند تحریک بخ این دلیل انجام می شود که جریان های گردابی در اطراف عصب های حرکت بوجود می آید . قبل از این کار ، جریان های سینوسی برای تحریک استفاده می شد که این جریان ها باعث داغ شدن آهنربا می شدند . همچنین این جریان ها باعث ایجاد انقیاض های کزازی در عضلات می شد . ولی پالس های مغناطیسی یک تحریک انجام می دادند که این کار باعث می شد که عضله برای لحظه ای انقباض پیدا کند .
دهه ای بعد ، آنتونی بارکر و همکارانش در دانشگاه شفیلد در مورد تحریک انتخابی نورون ها تحقیق می کردند . که در نتیجه به تحقیق در مورد کار برد های کلینیکی تحریک پالس مغناطیسی انجامید . بعد از این مشخص شد که اندازه ی میدان مغناطیسی و آهنگ تغییر پالس ها باید در نظر گرفته شوند . با همکاری واحد مهندسی بالینی و فیزیک پزشکی ، در نهایت در سال ۱۹۸۱ اولین تحریک مغناطیسی اعصاب محیطی انجام شد .
در سال ۱۹۸۵ ، گروه داشنگاه سفیلد تلاش کردند برای اولین بار با میدان مغناطیسی قویتر و مناسب تر مغز انسان را تحریک کنند . در سال ۱۹۸۰ ، مرتون و مورتون نشان داده بودند که می توان با جریان الکتریکی مغز را تحریک کرد ولی این کار بسیار درد آور بود . ولی تحریک مغناطیسی این وعده را می داد که این کار بدون درد انجام شود . اولین آزمایش با موفقیت اجام شد و محققین توانستند با قرار دادند سیمپیچ در نزدیک کورتکس حرکتی دو دست بیمار را بدون هیچ دردی حرکت بدهند . این عمل باعث شد که توجهات کلینیکی و آزمایشگاهی به تحریک مغناطیسی بیشتر شود . و تا الآن تحقیقات ادامه دارد .
ساختار و عملکرد TMS :
مدار تحریک مغناطیسی تک پالس در شکل زیر دیده می شود :


ادامه دارد …
مترجم: سیاوش سخاوی
سایت تخصصی مهندسی پزشکی aghaeifar.ir
هر گونه استفاده از این مطلب با ذکر نام سایت و مترجم بلامانع است.